غلیب

مترادف‌ها

غالب، پیروز، چیره، مسلط

متضادها

مغلوب، شکست‌خورده

لغت نامه دهخدا

غلیب. [ غ ُل َ ] ( اِخ ) نام مردی. ( منتهی الارب ) ( تاج العروس ).

جمله سازی با غلیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پدربزرگ وهب زهرة بن کلاب بزرگ طایفهٔ بنی‌زهره از قبیلهٔ قریش در مکه بود. مادرش قیله (هند) بنت وجز بن غلیب از بنی‌خزاعه بود. برادرش وهیب بن عبدمناف بود.

کلمات مرتبط