لغت نامه دهخدا
غساسنه. [ غ َ س ِ ن َ ] ( اِخ ) ملوک غسان یا غسانیان. رجوع به غسان و غسانیان و آل جفنه شود. کلمه غساسنه ظاهراً جمع غسان و غسانیه است و در فرهنگهای عربی تنها غسان یا غسانیه ذکر شده و غساسنة نیامده است.
غساسنه. [ غ َ س ِ ن َ ] ( اِخ ) ملوک غسان یا غسانیان. رجوع به غسان و غسانیان و آل جفنه شود. کلمه غساسنه ظاهراً جمع غسان و غسانیه است و در فرهنگهای عربی تنها غسان یا غسانیه ذکر شده و غساسنة نیامده است.
رجوع شود به:غسانیان
💡 «لبید بن أبی ربیعة» در أوائل شاعریش به مدح بعضی از ملوک غساسنه مانند: عمرو بن جبلة و جبلة بن الحارث الغسانی شعر سروده بود.
💡 غَسّانیان، ملوک غسانی، بنو غسان یا غساسنه یا آل جفنه نام دولتی بود در شمال غربی شبهجزیره عربستان و در همسایگی مرزهای امپراتوری روم شرقی. غسانیان در اصل اعرابی از طایفهٔ ازد بودند که در میان سالهای آغازین سدهٔ سوم تا سدهٔ پنجم میلادی از جنوب عربستان به حدود شام کوچیدهبودند. غسانیان تابع روم بودند و ضمن آنکه مرزهای روم را از تازشهای گاه و بیگاه اعراب بادیه پاسمیداشتند، در موضع رقابت با لخمیان قرارداشتند و در زمان جنگهای ایران و روم، همراه رومیان بودند. پادشاهان این دوده دارای خودمختاری بوده و از امپراتوران روم مواجب و همچنین القاب بطریق و فیلارک را دریافت میداشتند. غسانیان در اصل از زبان آرامی شامی استفاده میکردند اما زبان عربی را کنار نگذاشتند.