لغت نامه دهخدا
غریب کش. [ غ َ ک ُ ] ( نف مرکب ) آنکه غریبان و بینوایان را آزار و اذیت کند.
غریب کش. [ غ َ ک ُ ] ( نف مرکب ) آنکه غریبان و بینوایان را آزار و اذیت کند.
۱. ویژگی آن که غریبان را آزار و اذیت می کند.
۲. (صفت ) ویژگی گردنه یا جاده ای که برای رانندگان ناآشنا خطر ناک است.
( صفت ) آنکه غریبان را آزار و اذیت کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آفاقیان، یا غریبان، عنوانی است برای گروهی که در سدههای ۹ و ۱۰ ق/۱۵ و ۱۶ م در دوران حکومت سلسلههای بهمنشاهی، عادلشاهی، قطبشاهی و نظامشاهی، به تدریج از ایران، عراق و حجاز به دکن مهاجرت کردند و در نواحی مخلف آن سرزمین تقسیم شدند. بیشتر ایشان شیعه و از سادات کربلا، نجف، گیلان و سیستان بودند. با وجود گرایشهای شیعی حکام نظامشاهی، جز در دوران برهان دوم، هفتمین حاکم این سلسله، آفاقیان از قدرت و نفوذ پیشین بیبهره بودند. در این دوران تصفیههای خونین از عناصر آفاقی به وقوع پیوست که منشأ آن همان اتهام قدیمی و گاه واقعیِ اقدام علیه سلطان وقت بود که از طرف رقبای دکنی و حبشی طرح میگردید. از آن جمله کشتار آفاقیان در زمان مرتضی نظامشاه بود که در پی آن گروهی از ایشان از احمدنگر پایتخت نظامشاهیان به گُلْکَنده و بیجاپور مهاجرت کردند. در دوران جانشین مرتضی نظامشاه، میران حسین، کوشش آفاقیان برای برکناری او با شکست مواجه شد و به سرکوب و کشتار عمومی ایشان منتهی شد و تنها با وساطت و شفاعت فرهادخان حبشی که از تربیت یافتگان آفاقیان بود، خونریزی متوقف گشت. جانشین او اسماعیل، نظامشاه غریب کشی را در احمدنگر ادامه داد و طبعاً آهنگ مهاجرت آفاقیان به بیجاپور، که در آن هنگام مرکز حکومت ابراهیم عادلشاه دوم بود، سریعتر شد. در زمان سلطنت برهان شاه دوم، جانشین اسماعیل، دگرگونی در سیاست پیشین روی داد و غریب کشی پایان گرفت، و گروهی از دکنیها و حبشیها که موجب کشتارها شده بودند کیفر دیدند. او توجهی خاص به غریبان و بهویژه سادات و فضلای این قوم داشت و در جهت بهبود وضع زندگی و رفاه ایشان کوشش میکرد؛ اما در اواخر روزگار حکومت او و در دوران جانشینان وی آفاقیان باز از مواضع قدرت دور شدند.
💡 عبدالقادر بداونی، عقیده دارد که ملک قمی و ظهوری ترشیزی در حادثه غریب کشی در دکن به قتل رسیدهاند. (در این حادثه مهاجران ایرانی، حجازی و عراقی که در قرنهای قبل به دکن رفتهاند، به طور وسیع به قتل رسیدهاند) اما ظاهراً این نظر نادرست است. زیرا این شاعر در میان اشعارش در مورد این حادثه چند بیتی سروده است. ظاهراً نظر درستتر این است که وی در بیجارپور درگذشته است و او را بنا بر وصیتی که کرده بوده در همان شهر دفن کردهاند.