عنزی

لغت نامه دهخدا

عنزی. [ ع َ ] ( ص نسبی ) منسوب به عنزبن وائل بن قاسط. رجوع به عنز ( ابن وائل... ) و اللباب فی تهذیب الانساب شود.
عنزی. [ ع َ ن َ ] ( ص نسبی ) منسوب به عنزةبن اسدبن ربیعةبن نزاربن معدبن عدنان که حیی است از ربیعه. ( از اللباب فی تهذیب الانساب ).
- لاأفعل کذا حتی یؤوب العنزی؛ فلان کار را انجام نمیدهم تا عنزی بازگردد، یعنی آن کار را هرگز انجام نمیدهم. و عنزی مردی بود از بنی عنزة که برای چیدن قرظ ( برگ درخت سلم ) رفت و بازنگشت. ( از اقرب الموارد ). رجوع به قارظ عنزی و قارظان شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به عنزه بن اسد بن ربیعه بن نزار بن معد بن عدنان که حیی است از ربیعه

جمله سازی با عنزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کمال سلمان عنزی در مورد طبیعت و فطرت انسان و مسئله دین مبنی بر اینکه دین توانایی غلبه بر فطرت و طبیعت را ندارد، بر عادات تا حدی موفق بوده. و تعالیم دین زمانی تأثیر گذار هستند که افعال جزیی از انسان صادره شده یا اینکه انسان در حالتی نرمال (Normal) بوده (بیشترین افعال جزیی در اصل همان عادات هستند) تا این تعالیم بر او اثر گذار شوند. به عنوان مثال دو انسان که با هم در یک مسیر مشترک هستند زمانی دین آنها را تحت شعاع تعالیم قرار داده که فعل حُسن از آنها در قبال یکدیگر صادر شود در این اثنای دین فقط راه را روشن می‌سازد نه اینکه سرشت و طبیعت را تغییر می‌دهد تا فعل حُسن انجام گیرد. یک جنایتکار تا زمانی که طبیعت جنابت در او فعال باشد هرگز دست از خشونت و کشتار برنمی‌دارد بلکه با اتکا به همین دین (مانند جنگجویان تندروی اسلامگرا) جنایت فجیعی را مرتکب می‌شوند. تعالیم دین در بسیاری از موارد با رویکرد عقل به سراغ انسان می‌رود نه با رویکردی وحیانی و این مصادره به مطلوب است. تأثیر گذارترین چیز بر انسان عقل و طبیعت سپس عادت نه تعالیم دین.