عناقه

لغت نامه دهخدا

( عناقة ) عناقة. [ ع َ ق َ ] ( ع اِمص ) نومیدی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
عناقة. [ ع َ ق َ ] ( اِخ ) آبی است غنی را، یا موضعی است نزدیک ضریة. ( منتهی الارب ). آبی است ازآن ِ غنی. رجوع به معجم البلدان شود.

جمله سازی با عناقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کتاب سیمای دهاقان نوشته عبد الرحیم عناقه و اصغر محمدی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران