عقه

لغت نامه دهخدا

( عقة ) عقة. [ ع َق ْ ق َ ] ( ع اِ ) اسم المرة است از مصدر عَق. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عق شود. || برق درازدر آسمان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || گو دورتک در زمین. ( منتهی الارب ). حفره عمیق در زمین. ( از اقرب الموارد ). || ( اِخ ) بطنی است از نمربن واسط. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
عقة. [ ع ِق ْ ق َ ] ( ع اِ ) اسم النوع است مصدر عق را. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عق شود. || موی شکمی هر چه از ستور باشد، یا در خران و مردم فقط. ( از منتهی الارب ). موی هر نوزاد از مردم و بهائم، و گویند آن فقط برای خران و مردم است. ج، عِقَق. ( از اقرب الموارد ).
عقة. [ ع ُق ْ ق َ ] ( ع اِ ) چیزی است که طفلان بدان بازی کنند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

چیزی است که طفلان بدان بازی کنند

جمله سازی با عقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خیرآباد، روستایی از توابع بخش چهاردانگه شهرستان ساری در استان مازندران ایران می باشد. این روستا در نزدیکی روستاهای سعیدآباد و عقه‌خیل جای دارد.

💡 بعد از سقوط حیره به دست خالد بن ولید، خالد رهسپار ناحیهٔ «عین التمر» شد. گویند پسر بهرام چوبین به نام «مهران بهرام چوبین» در آن ناحیه فرمانروا بوده‌است. مهران فرمانده سربازان پارسی بود. عرب‌های مسیحی که با ساسانیان هم‌پیمان بودند و مشتمل بودند از، قبیله‌های «النمر» و «تغلب» و «ایاد» تحت فرماندهی عقه بن ابی عقه در آنجا فراوان بودند.

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز