طمطام

لغت نامه دهخدا

طمطام. [ طَ ] ( ع اِ ) میانه دریا. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). || معظم دریا. || معظم از هر چیز. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

۱. وسط دریا، میانۀ دریا.
۲. معظم هرچیز.

فرهنگ فارسی

میانه دریا یا معظم دریا یا معظم از هر چیز.

جمله سازی با طمطام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حمد مقدّس از عرفان ممکنات و منزّه از ادراک مدرکات ملیک عزّ بی مثالیرا سزاست که لم یزل مقدّس از ذکر دون خود بوده و لایزال متعالی از وصف ما سوی خواهد بود. احدی بسماوات ذکرش کما هو ینبغی ارتقا نجسته و نفسی بمعارج وصفش علی ما هو علیه عروج ننموده و از هر شأنی از شئونات عزّ أحدیّتش تجلّیات قدس لا نهایه مشهود گشته و از هر ظهوری از ظهورات عزّ قدرتش أنوار لا بدایه ملحوظ آمده. چه بلند است بدایع ظهورات عزّ سلطنت او که جمیع آنچه در آسمانها و زمین است نزد أدنی تجلّی آن معدوم صرف گشته و چه مقدار مرتفع است شئونات قدرت بالغه او که جمیع آنچه خلق شده از أوّل لا أوّل الی آخر لا آخر از عرفان أدنی آیه آن عاجز و قاصر بوده و خواهد بود. هیاکل اسماء لب تشنه در وادی طلب سرگردان و مظاهر صفات در طور تقدیس ربّ أرِنی بر لسان. مَوْجی از طمطام رحمت بی زوالش جمیع ممکناترا بطراز عزّ هستی مزیّن نموده و نفحه از نفحات رضوان بی مثالش تمام موجوداترا بخلعت عزّ قدسی مکرّم داشته.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز