💡 تاریخ ولادت ابن یمین بهطور مشخص، معلوم نیست تاریخ ولادت او توسط منابعی، بین ۶۸۲ تا ۶۶۹ ه.ق تخمین خوردهاست. وی دوران کودکی خویش را هم عصر با حکومت سلطان محمد خدابنده و در زادگاهش، فریومد گذراند. او همچون پدرش به دستگاه خواجه علاءالدین محمد وارد شد و هنگامی که سلطان ابوسعید بهادرخان به سال ۷۳۶ ه.ق درگذشت، همراه خواجه علاءالدین به دربار طغاتیمور پیوست و به همین جهت چند سالی را در استرآباد گذراند. ابن یمین پس از بالاگرفتن قیام سربداران، از دربار طغای خارج شد و با او در جنگی که میان سربداران و ملک معزالدین حسین کرت — از فرمانروایان هرات — به سال ۷۴۳ ه.ق درگرفت شرکت کرد. امیرمسعود در این نبرد شکست خورد و گریخت. در پی این شکست ابن یمین نیز اسیر شد. همین درگیری سبب شد تا دیوان اشعار ابن یمین ناپدید شود. پس از اسارت، او را در درگاه ملک حسین حاضر کردند و ملک حسین از او دلجویی و سپس او را آزاد کرد. ابن یمین نیز قطعهای را در تاسف از از دست رفتن دیوانش و قدردانی از سلطان سرود. ابن یمین دوران ابتدایی و انتهایی زندگی خویش را در فرومد گذراند و در دوران زندگی در آنجا به کشاورزی مشغول بود و از این طریق امرار معاش میکرد و به فقرا بسیار رسیدگی میکرد.
💡 از آنجا که شغل طغرایی و دیوانی در خاندان ابن یمین موروثی بودهاست، ابن یمین نیز در جوانی به این شغل اشتغال داشت. او همچون پدرش به دستگاه خواجه علاءالدین وارد شد و هنگامی که سلطان ابوسعید بهادرخان به سال ۷۳۶ ه.ق درگذشت، همراه خواجه علاءالدین به دربار طغاتیمور پیوست و به همین جهت چند سالی را در استرآباد گذراند. ابن یمین منصب محاسبه و دریافت مالیات و همچنین و نگارش نامههای سلطان را در خدمت خواجه علاءالدین محمد فریومدی، وزیر خراسان، به سال ۷۴۲ ه. ق، بر عهده داشت و از منشآت او بعضی در کهنترین ویرایش دیوانش که ظاهراً پیش از سال ۹۳۱ ه.ق نوشته شده، موجود است و دو نامه از آنها نیز انتشار یافتهاست. ابن یمین بینندهٔ کشمکشاهای پیدرپی امیران خراسان در عهد فترت میان ایلخانان و یورش تیمور بود و گاه در این کشمکشها و جنگها نیز حضور داشت. او بعدها پس از بالاگرفتن قیام سربداران، در سال ۷۴۳ ه.ق از دربار طغای خارج شد و با امیرمسعود سربداری در مقابل سپاهیان ملک معزالدین حسین کرت — از فرمانروایان هرات — به جنگ پرداخت. این نبرد در ناحیه زاوه از نواحی تربت حیدریه کنونی رخ داد و امیرمسعود در این نبرد شکست خورد و گریخت. با شکست سپاهیان امیرمسعود، ابن یمین نیز اسیر شد. در این درگیری، دیوان اشعار ابن یمین ناپدید شد. پس از اسارت، وی را به درگاه ملک حسین آوردند و سلطان از او دلجویی کرد و سپس او را آزاد کرد. ابن یمین نیز قطعهای را در تاسف از از دست رفتن دیوانش و قدردانی از سلطان سرود. او در این خصوص چنین سرودهاست: