لغت نامه دهخدا
طرح فروش. [ طَ ف ُ ] ( نف مرکب ) خوب صورت و زیبا و زیباپیکر، از عالم ِ نازفروش. ( آنندراج ):
برد سودای مه طرح فروشی بازم
عشق او ورزم و طرح دگری اندازم.سیفی ( از آنندراج ).
طرح فروش. [ طَ ف ُ ] ( نف مرکب ) خوب صورت و زیبا و زیباپیکر، از عالم ِ نازفروش. ( آنندراج ):
برد سودای مه طرح فروشی بازم
عشق او ورزم و طرح دگری اندازم.سیفی ( از آنندراج ).
( صفت ) خوب صورت زیبا.
💡 طرح فروش ارزی - ریالی کمیته تخصیص ارز نیز یکی از مباحث پر چالش در این دوران بود. بر اساس این طرح دریافت کنندگان کالا باید برای پرداخت بهای کالای مورد نظر ترکیبی از ارز و ریال را پرداخت میکردند که این امر نارضایتیهای گستردهای در بین مردم ایجاد کرد. این طرح موجب شد کار بسیاری از فعالان اقتصادی نیازمند کالاهای وارداتی که درآمد ارزی نداشتند مختل شود و از طرف دیگر فعالان اقتصادی مجبور به رجوع به بازار ارز غیررسمی برای تهیه ارز برای شرکت در طرح فروش ارزی - ریالی کالاهای وارداتی شوند.
💡 بنابراین سیستم و شیرازهٔ فرماندهی در یگانها به کلی از هم پاشیده بود. تلاشها برای انحلال ارتش و سر دادن شعار ایجاد ارتشِ بیطبقهٔ توحیدی، کاهش طول دورهٔ خدمت وظیفه عمومی توسط دولت موقت به یک سال، انتقال پرسنل متخصص و فنی به خارج از یگانهای رزمی، عدم خرید هرگونه تجهیزات و تسلیحات، لغو قرارداد خریدهای خارجی و طرح فروش اقلام عمدهٔ تجهیزات ارتش، ازهمپاشیدگی سیستم اطلاعاتی ارتش و فراخواندن وابستههای نظامی به کشور، تضعیف آموزش و تعمیر و نگهداری و نیز تلفاتی که در مأموریتهای ارتش برای برقراری امنیت در مناطق مختلف کشور به خصوص در کردستان پیش آمد از جمله عوامل تضعیف ارتش به زعم حسین حسنی سعدی بودند.