لغت نامه دهخدا
( طازجة ) طازجة. [ زَ ج َ ] ( اِ ) در قرن هفتم هجری برابر گفته یاقوت اهالی خوارزم درهم راطازجه مینامیده اند و آن بوزن چهار دانگ و نیم بوده.( معجم البلدان ). || درست زر. ج، طوازج.
( طازجة ) طازجة. [ زَ ج َ ] ( اِ ) در قرن هفتم هجری برابر گفته یاقوت اهالی خوارزم درهم راطازجه مینامیده اند و آن بوزن چهار دانگ و نیم بوده.( معجم البلدان ). || درست زر. ج، طوازج.
در قرن هفتم هجری برابر گفته یاقوت اهالی خوارزم درهم را طازجه مینامیده اند و آن بوزن چهاردانگ و نیم بوده.
💡 دقت ابن فضلان پیرامون امور اقتصادی نیز جالب است، مثلاً درهمهای خوارزم را توصیف کرده که از چه جنسی است و چه وزنی دارد. گفتهاست درهم طازجه ارزش چهار دانق داشته و درهم صیرفی نیز یکی از درهمها بودهاست. دراهم بخارا را این گونه توصیف میکند: