لغت نامه دهخدا
ضرب زدن. [ ض َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) به بسیاری کار یا رفتار داشتن ستور یا کسی را.
ضرب زدن. [ ض َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) به بسیاری کار یا رفتار داشتن ستور یا کسی را.
( مصدر ) ستور یا کسی را به بسیاری کار یا رفتار واداشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهرهای ساختهشده ویژه که برای ضرب زدن عیار فلز، سازنده، تاریخ تولید (که به عنوان حرف تاریخ نیز شناخته میشود)، شهر (یا شهرستان)، خلوص، یا دفتر سنجش استفاده میشوند، به منظور تأیید محتوای فلزات گرانبها مانند پلاتین، طلا و نقره.
💡 حسین طاهرزاده، استعداد خوانندگی ملوک را در ۹ سالگی کشف کرد و دو سال به او درس آواز داد. حاجیخان عینالدوله (تنبکنواز) هم به مدت یک سال به او ضرب زدن و ضربی خواندن را یاد داد. صدای آلتو ملوک برای خواندن تصنیفهای ضربی بسیار مناسب بود. او بعدها چنان در خواندن تصنیفهای ضربی مشهور شد که نام هنری «ضرابی» را به او دادند. ملوک نزد ابوالحسن اقبالآذر آوازخوانی را فراگرفت و یکی از شاگردان او محسوب میشد.