لغت نامه دهخدا
شولات. ( اِ مرکب ) لات شول. شلات. شلاته. لات شل. گل و لات کاریزها. در اصطلاح مقنی ها ظاهراً آب به گل بسیار آلوده. ( از یادداشت مؤلف ).
شولات. ( اِ مرکب ) لات شول. شلات. شلاته. لات شل. گل و لات کاریزها. در اصطلاح مقنی ها ظاهراً آب به گل بسیار آلوده. ( از یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اینبار پس از تکریم و نیایش نکردنِ سایر خدایان، نان پخته بر درگاه معبد ساختهشده برای ادد قرار گرفت. قحطی پایان یافت و هیاهو از سر گرفته شد.[د] انلیل خشمگین و آماده برای نازل کردن طوفان شد. خواست ائا را به همراهی وادارد. ائا گفت «چرا به سوگند وامیداری؟ آیا بر ضد مردم خود دست به عمل زنم؟ از کدام طوفان با من گویی؟ ندانم، من طوفان فرستم؟ کار انلیل است. بگذار شولات و هنیش پیش بروند، بگذار اراکال تیرکهای مهار را از بیخ بکند، بگذار نینورتا آببندها را سر ریز کند.» خدایان فرمان به نابودی بشر دادند.
💡 خدایان دست به کار میشوند و هر یک نقشی در ایجاد طوفان دارند: ادد، شولات و هنیش، اراکال، نینورتا، آنوناکیها.