لغت نامه دهخدا
شوبری. [ ش َ ب َ ] ( اِخ ) محمدبن احمد الشوبری، شافعی،مصری، فقیه و ملقب به شافعی زمان. در شوبر از شهرهای مصر بسال 977 هَ. ق. بدنیا آمد و در سال 1069 هَ. ق. درگذشت. ( از اعلام زرکلی ج 2 ص 419 و ج 3 ص 859 ).
شوبری. [ ش َ ب َ ] ( اِخ ) محمدبن احمد الشوبری، شافعی،مصری، فقیه و ملقب به شافعی زمان. در شوبر از شهرهای مصر بسال 977 هَ. ق. بدنیا آمد و در سال 1069 هَ. ق. درگذشت. ( از اعلام زرکلی ج 2 ص 419 و ج 3 ص 859 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سناخریب در سال ۶۸۱ ق.م. توسط دو تن از پسرانش، هنگامی که در معبدی مشغول عبادت و راز و نیاز بود، کشته شد. منابع اطلاعاتی دینی آن دورانها میگویند که این فرجام، به دلیل توهین و هتک حرمت وی به مقدسات بابلی بودهاست. روایتی دیگر میگوید که یکی از پسران وی لاماسویی را به طرف پدر واژگون کرد و این کار باعث مرگ وی شد. این دو پسر، سپس به ناحیهٔ کوهستانی نیمه مستقل شوبری (Shubri) در جنوب غرب فلات ارمنستان فرار کردند، درآشور بر سر جانشینی پادشاه اختلاف و جنگ خانگی درگرفت. سناخریب کوچکترین پسرش به نام اسرحدون (Esarhaddon) را به ولیعهدی تعیین کرده بود، ولی پسران دیگرش سعی کردند اسرحدون را بیاعتبار کنند و گویا در اینباره موفق هم شدند و شاه فرزندش را به نقطهای در جنوب شرق ترکیه ی امروزی تبعید کرد، ولی با این حال مقام ولیعهدی را از او نستاند. برخی عقیده دارند که شاید اسرحدون در ماجرای قتل پدرش نقشی داشته بوده باشد، ولی شاهدی برای این مدعا در دست نیست. اسرحدون پس از مرگ پدر به پایتخت بازگشت و در مدت شش هفته برادران و رقیبان خود را شکست داد و خود را پادشاه آشور اعلام کرد. برادرانش گریختند و متواری شدند و دوستان، بستگان و خانوادههای آنان به قتل رسیدند.