شنوسه

لغت نامه دهخدا

شنوسه. [ ش َ / ش ِ س َ / س ِ ] ( اِ ) شنوشه. سنوسه. اشنوسه. ( حاشیه برهان چ معین ). مؤلف غیاث اللغات از برهان بفتح شین نقل کرده است اما در برهان این واژه نیامده است و هم او بنقل از رشیدی و سروری عطسه معنی نموده است. رجوع به شنوشه شود.

فرهنگ معین

(ش س ) (اِ. ) اِشنوسه، عطسه.

فرهنگ عمید

= اشنوشه

ویکی واژه

اِشنوسه، عطسه.

جمله سازی با شنوسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عطسه واژه عربی است و در فارسی آن را شنوسک یا شنوسه گویند.

💡 به معنای عطسه از شنوسه در زبان پهلوی ساسانی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران