شناعه

لغت نامه دهخدا

شناعه. [ ش َ ع َ ] ( ع اِمص ) شناعت. شناعة. رجوع به شناعت شود.
- شناعه زدن؛ طعنه زدن:
بر کوس عید آن نکند زخم، کآن زمان
بر جانم از شناعه زدن کرد زیورش.خاقانی.

فرهنگ فارسی

طعنه زدن شناعت شناعه زدن

جمله سازی با شناعه

💡 بر کوس عید آن نکند زخم کان زمان بر جانم از شناعه زدن کرد زیورش

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
چلاق یعنی چه؟
چلاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز