شعفاء

لغت نامه دهخدا

شعفاء. [ ش َ ] ( ع ص ) ماده شتر مبتلا به بیماری شَعَف. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). شتر ماده شعف رسیده، خاص به اناث است و گفته نمیشود: جمل اشعف. ( منتهی الارب ). خاص به اناث است و گفته نمیشود: جمل اشعف، بلکه گویند: اسعف. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اسعف و شعف شود.

جمله سازی با شعفاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عزيزم !با بندگان خدا كه مورد رحمت و نعمت او هستند و مخلع (178) به خلعت (179)اسلام و ايمان اند، دوستى پيدا كن، و محبت قلبى داشته باش. مبادا به محبوب حق دشمنىداشته باشى كه حق تعالى دشمن دشمن محبوب خود است، و تو را از ساحت رحمت خود طردكند و بندگان خاص خدا در بين بندگان مخفى هستند و معلوم نيست اين دشمنى تو و هتكستر(180) و كشف عورت (181) اين مؤ من، برگشت به هتك ستر خدا نكند. مومنين،اولياى حقند. دوستى با آنها دوستى با حق است و دشمنى با آنها، دشمنى با حق است.بترس از غضب حق و برحذر باش از خصومت (182) شعفاء (183) و روز جزا... پسبفهم كه با چه قادر جبارى در ستيزه هستى و از دشمنى او بترس (184).

زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز