شتابکاری

لغت نامه دهخدا

شتابکاری. [ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل شتابکار. حالت و کیفیت شتابکار. تعجیل. عدم تأنی. شتاب. ( ناظم الاطباء ). خَطَل؛ شتابکاری. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص. ) عجله.

فرهنگ فارسی

تعجیل عجله.

ویکی واژه

عجله.

جمله سازی با شتابکاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مورخان گفته‌اند که «صاحبْ طالع وزیر، مشتری بود» و از قضا آن روز به اصطلاح نجوی روز «احتراق مشتری» بود. اگرچه لشکریان آرپاخان از لحاظ شمار بسیار بودند، اما برخی از امیران در دل با آرپاخان و وزیر بد بودند. به گفتهٔ حافظ ابرو آرپاخان و وزیر، افزون بر شتابکاری در جنگ، اشتباه دیگری کردند و آن اینکه سیاه را به دو قسمت کردن سپاه نیست، زیرا هر سپاهی در صورت واحد خود دارای قلب و میمنه و میسره است. شاید مقصود حافظ ابرو آن است که آرپاخان اصلاً میسرهٔ سپاه را به فرماندهی وزیر به جای دیگری فرستاد که در این صورت معنی دو قسمت شدن سپاه درست می‌شود. به هر حال، در حین جنگ امیرانی که دل با آرپاخان و وزیر بد داشتند، طوق (علم) آرپاخان را بینداختند و پیش دشمنان او تاختند. آرپاخان دلیرانه پایداری کرد، اما امیرعلی پادشاه که مردی مکار بود، دو تن را مأمور ساخت که هر کدام به یک قسمت از سپاه مخالف بروند و در هر قسمت شایعه افکنند که آن قسمت دیگر شکست خورده‌است. این نیرنگ کارگر افتاد و هر دو قسمت سپاه روی از جنگ برتافتند و راه گریز در پیش گرفتند. امیر سورغان پسر امیر چوپان به گرجستان رفت و غیاث‌الدین وزیر و برادرش پیرسلطان پایداری کردند، ولی سرانجام راه گریز در پیش گرفتند. لشکر امیرعلی پادشاه و موسی‌خان به دنبال هزیمتیان روانه شدند و وزیر و برادرش را روز پنج‌شنبه در سه‌گنبدان مراغه بگرفتند و پیش علی پادشاه بردند. علی پادشاه نخست ایشان را اکرام کرد و اگرچه از وزیر آزار دیده بود، می‌خواست او را ببخشد، اما امرای دیگر مخالفت کردند و او را روز دوشنبه ۳ مه ۱۳۳۶ میلادی به قتل آوردند و برادرش پیرسلطان را نیز با چند امیر دیگر بکشتند.

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز