سگستان

سگستان به عنوان یک نهاد اجتماعی و فرهنگی، به ترویج و حمایت از حقوق حیوانات به ویژه سگ‌ها می‌پردازد. این مجموعه با هدف ایجاد فضایی امن و محبت‌آمیز برای این موجودات باوفا، به فعالیت‌های آموزشی و آگاهی‌بخشی در جامعه می‌پردازد. سگ‌ها به عنوان همراهان انسان‌ها، نیازمند توجه و مراقبت‌های ویژه‌ای هستند که در سایه‌ی این فعالیت‌ها تامین می‌شود. سگستان تلاش می‌کند تا با برگزاری برنامه‌ها و کارگاه‌های آموزشی، اطلاعات لازم در زمینه نگهداری، تربیت و حقوق حیوانات را در اختیار علاقه‌مندان قرار دهد. همچنین، این نهاد از طریق همکاری با دیگر سازمان‌های محیط زیستی و حقوق حیوانات، به دنبال ایجاد تغییرات مثبت در نگرش عمومی نسبت به سگ‌ها و سایر حیوانات است. در واقع، سگستان نه تنها به حیوانات کمک می‌کند، بلکه به انسان‌ها نیز یادآوری می‌کند که مسئولیت نگهداری از حیوانات، بخشی از وظایف اجتماعی ماست. این فعالیت‌ها به ایجاد جامعه‌ای همدل و دلسوز کمک می‌کند که در آن همه موجودات زنده، از جمله سگ‌ها، حق زندگی و احترام را دارند.

لغت نامه دهخدا

سگستان. [ س ِگ ِ ] ( اِ مرکب ) میوه ای شبیه به آلو. ( ناظم الاطباء ).نام میوه ای است که به مقدار آلو شود و در درون او شیره لزج بیمزه باشد و آن را در دواها بکار برند و سپستان نیز گویند. ( جهانگیری ). رجوع به سپستان شود.
سگستان. [ س َ گ ِ ] ( اِخ ) پهلوی «سگستان » شهرستانهای ایرانشهر مرکب از «سکا» ( نام قومی باستانی + ستان پسوند مکان ) در زبانهای باستانی تیره انبوهی از آریاییان میانه ایران و اروپا سکونت داشته اند و همیشه بتاخت و تاراج و کشتار می پرداخته اند نام این قوم در کتیبه بهستان ( بیستون ) «سکا» یاد شده و یونانیان این مردم را «اسکیث » می نامیدند و همین نام است که در زبان فرانسوی «سیت » خوانده میشود. ( مقالات کسروی ج 1 ص 179 - 180 ). مقارن سلطنت فرهاد دوم اشکانی ( 136 - 128 ق.م. ) و اردوان دوم ( 127 - 124 ق.م. ) بر اثر هجوم «یوشه چیان » ( طایفه ای از مغول ) بممالک متمدن، مردم اطراف سیحون و حتی جیحون از ساکن خود کنده شدند و درصدد اراضی تازه برآمدند ازجمله «سکه ها» دولت یونانی باختر ( بلخ ) را منقرض کردند و بطرف جنوب راندند. سکه ها در زرنگ ( درنجیانا ) یونانیان مستقر شدند و از این زمان زرنگ با نام سگستان ( = سجستان، سکزستان، سیستان ) معروف شد و نسبت بدان سگزی و معرب آن سجزی است.( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). زابلستان است که سیستان باشد معرب آن سجستان بود. ( آنندراج ) ( برهان ).

فرهنگ فارسی

نام قدیم آن زرنگ ( پب ) بود. پس از مهاجرت سکه ها ( سکا اسکوتاسکیثسیت ) در زمان فرهاد دوم اشکانی ( ۱۲۸ - ۱۳۶ ق. م. ) و اردوان دوم ( ۱۲۴- ۱۲۷ ق م. ) بطرف جنوب گروهی از آنان در زرنگ مستقر شدند. از این زمان زرنگ بنام آنان سکستان خوانده شد. ۱ - سیستان سرزمینی پست است که در دنباله کوههای مرکزی و شرقی ایران بین کوههای مکران و نجد هشتادان و کوههای افغانستان قرار گرفته و آن از اراضی شن زاری است که سیلابهای نواحی مجاور درگودالهایش جمع شده ودریاچه ها و باتلاقهای هامون و گودزره را تشکیل داده است. در خاک سیستان رود هیرمند (هیلمند ) جاری است که از کوههای افغانستان سرچشمه میگیرد وارد خاک ایران میشود.وسعت سیستان ۴۴۱۲ کیلومتر مربع است که ازین مقدار حدود ۳٠٠٠ کیلومتر مربع دایر و بقیه باتلاقی است. محصولات سیستان گندم جو پنبه و تنباکو بمقدار کم کاشته میشود. مرکز سیستان شهر زابل است. سیستان یکی از انبارهای گندم ایران بود ولی اخیرا بر اثر سدی که بر رود هیرمند در خاک افغانستان بستهاند آب آن کم شده و سطح کاشت در سیستان بسیار تقلیل یافته است.
پهلوی سگستان شهرستانهای ایرانشهر مرکب از سکا نام قوم باستان ستان.