جذبیده
مترادفها
جذبشده، کشیده شده، متمایل شده
متضادها
دفع شده
فرهنگستان زبان و ادب
{sorbate} [شیمی، مهندسی بسپار] ماده ای که در یک میانا یا ماده ای دیگر جذب شده باشد
ویکی واژه
مادهای که در یک میانا یا مادهای دیگر جذب شده باشد.
جمله سازی با جذبیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این رابطه m قدر ظاهری ستاره بدون احتساب تأثیر جو، m0 قدر واقعی ستاره و mx اختلاف قدر ظاهری واقعی در نبود جو (m) با قدر ظاهری واقعیای که در نوار یا باند x (مانند نوار زرد، فرابنفش، آبی و …) میبینیم، Fx شار جذبیده یا دریافتی (همان روشنایی) در نوار x و F0x شار رسیده (شار جذبیدهٔ واقعی در نبود هوا) است.
💡 بسیاری از مخاطبان به دلیل محتوای جذاب و آموزنده این برنامه تلویزیونی، به شدت جذبیده شدهاند و هر قسمت را با اشتیاق دنبال میکنند.
💡 سرمایهگذاران هوشمند به دنبال فرصتهایی هستند که در آن، ارزشهای واقعی و پتانسیلهای رشد بالا، آنها را به سمت بازارهای نوظهور جذبیده کند.
💡 مشتریان وفادار به دلیل کیفیت بالای خدمات و برخورد مناسب پرسنل، به سوی این فروشگاه جذبیده شده و تمایل دارند دوباره از آن خرید کنند.