لغت نامه دهخدا
سنقور. [ س ُ ] ( ترکی، اِ ) رجوع به سنقر شود.
سنقور. [ س ُ ] ( ترکی، اِ ) رجوع به سنقر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سقنقور بزرگ دشتی (نام علمی: Plestiodon obsoletus) نام یک گونه از تیره سقنقور است. این سنقور در آمریکای شمالی زندگی میکند.
💡 در ایران سه روستا با نام سنقر وجود دارد و در کشور لیبی هم یک قصبه به نام سنقر وجود دارد. سنقر:مرغی است شکاری. شنگار (فرهنگ لغت معین ج ۵) سنقر:{ت} (س. ق) نوعی از باز، مرغی است شکاری و خوش خط و خال که از انواع دیگر بازها قوی تر بسیار نیز و چالاک است. به عربی نیز سنقر یا سنقور میگویند (فرهنگ عمید، ج ۲)
💡 بن عاشور عضو آکادمی علوم، ادبیات و هنرهای تونس، شورای اقتصادی و اجتماعی تونس و هیئت مدیره دانشگاه سنقور بود. وی در ۲۰۱۲ به عنوان عضو کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد انتخاب شد.