لغت نامه دهخدا
سرشاخ شدن. [ س َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) گلاویز شدن دو گاو با هم و بند کردن شاخهای خود به یکدیگر. || گلاویز شدن دو کشتی گیر در آغاز کشتی. || مجازاً، به پر وپای کسی پیچیدن. پرخاش کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
سرشاخ شدن. [ س َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) گلاویز شدن دو گاو با هم و بند کردن شاخهای خود به یکدیگر. || گلاویز شدن دو کشتی گیر در آغاز کشتی. || مجازاً، به پر وپای کسی پیچیدن. پرخاش کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
( ~. شُ دَ ) (مص ل. ) گلاویز شدن، درگیر شدن.
( مصدر ) ۱ - گلاویز شدن دو گاو با هم و بند کردن شاخهای خود به یکدیگر. ۲ - ( کشتی ) گلاویز شدن دو کشتی گیر در آغاز کشتی. ۳ - بپر و پای کسی پیچیدن پر خاش کردن.
گلاویز شدن، درگیر شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نهاد روحانیت در ایران با پدیداری پادشاهی رضاشاه کمکم دریافت که نمیتواند همانند دوران قاجاریان در کارهای کشورداری نیز ورود و مشارکت داشته باشد. رضاشاه روحانیان کشورش را در حد کارهای سنتی خودشان یعنی تربیت مذهبی، روضهخوانی و رسیدگی به شرع محدود کرد و از نگاه او، نهاد روحانیت آخوند و ملا تربیت میکرده و به «خرافه پرستی» مردمان دامن میزده است. اما چنین نگاهی از سوی رضاشاه، مخالفهایی میان گروهی از طلاب داشته است و آنان امید داشتند که با فعال شدن دوبارهٔ حوزه علمیه قم با مدیریت عبدالکریم حائرییزدی، مجتهد و مرجع شیعه نجف که به قم رفته بود، بار دیگر روحانیت ایران جایگاهی به دست آورد. هرچند که با وجود این انتظارها در آن دوره، حائرییزدی از دخالت کردن در سیاست و سرشاخ شدن با برنامههای نوگرایانهٔ رضاشاه پرهیز کرد. او در مواردی حتی از اعتراض روحانیان ایرانی به اقدامات رضاشاه، پیشگیری کرده است. به صورت کلی، روحانیت در دوران پهلوی اول، «حاشیه نشین» بوده است.
💡 گلاویز شدن یا سرشاخ شدن (به انگلیسی: Grappling) در مبارزه تن به تن یک تکنیک مبارزه نزدیک است که برای بدست آوردن مزیت فیزیکی مانند بهبود موقعیت نسبی یا ایجاد صدمه به حریف مورد استفاده قرار میگیرد. گراپلینگ شامل تکنیکهای مورد استفاده در بسیاری از رشتهها، سبکها و هنرهای رزمی است که به عنوان ورزش رزمی و دفاع از خود تمرین میکنند.