سارشک

لغت نامه دهخدا

سارشک. [ رَ ] ( اِ ) سارخک. پشه. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( شعوری ). بعوضه. بق:
سارشک پیل را به سنان برزمین زند
لیکن نه مرد پنجه و بازوی صرصر است.
اثیرالدین اخسیکتی ( از جهانگیری، رشیدی، انجمن آرا، آنندراج ).
نیم سارشکی چو در نمرود شد
مغز آن سرگشته دل پردود شد.عطار ( از شعوری ).رجوع به سارخک شود.

فرهنگ عمید

= پشه

فرهنگ فارسی

سارخک، پشه
( اسم ) پشه بق سارخک.

جمله سازی با سارشک

💡 نام‌های دیگر قدیمی برای پشه در فارسی عبارت است از: موشه، سارخک، سارشک، سپیدپر، دَر، بُدّ و خموش و پشه کوری.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز