لغت نامه دهخدا
سائره. [ ءِ رَ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث سائر.
- هفت سائره؛ هفت سیّاره:
گفتم ز هفت دائره این هفت و هشت میل
گفتا ز هفت سائره این هفت و هشت اثر.ناصرخسرو ( دیوان ص 189 ).
سائره. [ ءِ رَ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث سائر.
- هفت سائره؛ هفت سیّاره:
گفتم ز هفت دائره این هفت و هشت میل
گفتا ز هفت سائره این هفت و هشت اثر.ناصرخسرو ( دیوان ص 189 ).
مونث سایر. یا هفت سایره. هفت سیاره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلی تمدّن حقیقی وقتی در قطب عالم عَلَم افرازد که چند ملوک بزرگوار بلند همّت چون آفتاب رخشندهٔ عالم غیرت و حمیّت به جهت خیریّت و سعادت عموم بشر بعزمی ثابت و رأی راسخ قدم پیش نهاده مسئله صلح عمومی را در میدان مشورت گذارند و به جمیع وسائل و وسائط تشبّث نموده عقد انجمن دول عالم نمایند و یک معاهدهٔ قویّه و میثاق و شروط محکمهٔ ثابته تأسیس نمایند و اعلان نموده به اتّفاق عموم هیئت بشریّه مؤکّد فرمایند. این امر اتمّ اقوم را که فی الحقیقه سبب آسایش آفرینش است کلّ سکّان ارض، مقدّس شمرده جمیع قوای عالم، متوجّه ثبوت و بقای این عهد اعظم باشند؛ و در این معاهدهٔ عمومیّه تعیین و تحدید حدود و ثغور هر دولتی گردد و توزیع روش و حرکت هر حکومتی شود و جمیع معاهدات و مناسبات دولیّه و روابط و ضوابط مابین هیئت حکومتیّهٔ بشریّه مقرّر و معیّن گردد و کذلک قوّهٔ حربیّهٔ هر حکومتی به حدّی معلوم، مخصّص شود. چه اگر تدارکات محاربه و قوّهٔ عسکریّهٔ دولتی ازدیاد یابد سبب توهّم دول سائره گردد. باری اصل مبنای این عهد قویم را بر آن قرار دهند که اگر دولتی از دول، مِن بعد، شرطی از شروط را فسخ نماید، کلّ دول عالم بر اضمحلال او قیام نمایند، بلکه هیئت بشریّه به کمال قوّت بر تدمیر آن حکومت برخیزد. اگر جسم مریض عالم به این داروی اعظم موفّق گردد البتّه اعتدال کلّی کسب نموده به شفای باقی دائمی فائز گردد.
💡 افغانستان کشور کوهی و دارای ارتفاعات نامتناظر میباشد. این تفاوت در خود انواع حیات بیولوژیکی را پرورش دادهاست؛ که تعداد این جانوران شناخت گردیده و تعداد تا هنوز کشف نگردیدهاست. پرندگان افغانستان گوشتخوار وغیر گوشتخوار شکاری و غیر شکاری میباشند که تا اکنون حدود ۵۰۰ نوع پرنده گوشتخوار و غیر گوشتخوار تشخیص گردیدهاست. پرندگان گوشتخوار چون باشه شاهین لاش خوار و عقاب میباشد. پرندگان غیر گوشتخوار پرندگانی هستند که آواز مقبول دارند یا از گوشت آنها استفاده میشود. انواع که در افغانستان زیاده دررفت و آمد است عبارتند است از: مرغابی، کلنک سایبریائی، کوک زری، بودنه، کبک، کنری، گل سر، شانه سرک، تیهو، بودنه، لک لک، فاخته، قمری، بلبل، سی سی، کلنگ، سیاه سینه، کبوتر، زاغ، کرکس، قاز، جل، باز، هدهد، نیله زاغ، سائره، قره سینه، مرغابی، موسیچه، مینا، طوطی، جغد و… میباشد.