زمستان خوابی
مترادفها
خواب زمستانی
فرهنگستان زبان و ادب
{hibernation ,winter sleep, deep hibernation} [زیست شناسی- علوم جانوری] حالتی برای حفاظت در برابر سرمای زمستان که در برخی جانوران وجود دارد و با خواب و کاهش شدید دما و دگرگشت بدن همراه است
دانشنامه آزاد فارسی
زمستان خوابی (hibernation)
حالت خفتگی برخی جانوران در طول زمستان. این حالت با کاهش نظرگیر همۀ فرآیندهای سوخت وساز، ازجمله دمای بدن، نفس کشیدن، و ضربان قلب، همراه است. دمای بدن سنجاب زمینی قطب شمال طی زمستان خوابی به زیر صفر درجۀ سانتی گراد می رسد. خفاش های زمستان خواب ممکن است هر ۴۵ دقیقه یک بار نفس بکشند.
جمله سازی با زمستان خوابی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طبق تاریخگذاری بقایای سنگواره و همچنین فناوری دست ساخته های سنگی، این غار در اواخر دوره پارینه سنگی قدیم، در یک دوره نسبتا گرم و مرطوب بین دویست تا دویست و پنجاه هزار سال پیش مورداستفاده فصلی شکارگران عصر سنگ بودهاست. ساکنان غار حیواناتی چون گاو وحشی، گون و بزکوهی را شکار می کردند و از سنگهای آذرین و آتش زنه ابزارهای سنگی می ساختند. کشف بقایای گونه منقرض شده خرس غار نشان می دهد که غار در فصول سرد محل زمستان خوابی این گونه بوده است.
💡 برخی از گونههای جانوری برای بقا در شرایط سخت اقلیمی، پدیده زمستان خوابی را انتخاب میکنند تا انرژی خود را در ماههای سرد سال حفظ کنند.
💡 در ادبیات کلاسیک، زمستان خوابی اغلب به استراحت طولانی و دور از چشم دیگران اشاره دارد که در آن فرد از فعالیتهای اجتماعی کنارهگیری میکند.
💡 حیواناتی که دچار زمستان خوابی میشوند، ضربان قلب و دمای بدن خود را به شدت کاهش میدهند تا در برابر سرمای استخوانسوز مقاوم بمانند.