لغت نامه دهخدا
رنگ و وارنگ. [ رَ گ ُرَ ] ( ص مرکب، از اتباع ) رنگارنگ. رنگ برنگ. رنگ دردرنگ. رنگ رنگ و به رنگهای مختلف. به الوان گوناگون. رجوع به رنگارنگ و رنگ برنگ و رنگ دررنگ و رنگ رنگ شود.
رنگ و وارنگ. [ رَ گ ُرَ ] ( ص مرکب، از اتباع ) رنگارنگ. رنگ برنگ. رنگ دردرنگ. رنگ رنگ و به رنگهای مختلف. به الوان گوناگون. رجوع به رنگارنگ و رنگ برنگ و رنگ دررنگ و رنگ رنگ شود.
رنگارنگ رنگ برنگ رنگ در رنگ رنگ رنگ و برنگهای مختلف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استاد پیشگویی هاگوارتز که ساحره ای عصبی با ظاهر عجیب که گردنبندهایی از جنس مهره میانداخت و خودرا با شالهای رنگ و وارنگ میپوشاند. اولین حضور او در کتاب دوم هری پاتر بود.