رعام
لغت نامه دهخدا
رعام. [ رُ ] ( ع مص ) سخت لاغر گردیدن پس روان شدن آب بینی، و این معنی گاه از کَرُم َآید. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || نگاهبانی چیزی کردن. || انتظار فروشدن. آفتاب نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
رعام. [ رَ ] ( ع اِمص ) تیزی نظر.( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
رعام. [ رُ ] ( ع اِ ) آبی که از بینی اسب یا گوسپند رود به علتی یا عام است از هر دو. ج ِ اَرعِمَة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با رعام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منصور عباس، رئیس حزب رعام، در گفتوگو با کان ۱۱ گفت: «از رهبری همه جناحهای فلسطینی میخواهم که مواضع اخلاقی انسانی منعکسکننده ارزشهای اسلام را ثابت کنند و بلافاصله همه گروگانها و ربودهشدگان را آزاد کنند.»