رزاله
مترادفها
پستی، فرومایگی
متضادها
شرافت، کرامت، بزرگی
لغت نامه دهخدا
رزاله. [ رِ ل َ ] ( از ع، اِمص ) رزالت. با این املا که صاحب آنندراج و غیاث اللغات در ذیل رذالة نوشته اند: «و رزاله بکسر اول و زای هوز چنانچه شهرت گرفته به این معنی در هیچ کتاب یافته نشده »، شاید از تصرفات فارسی زبانان درگذشته و یا از اغلاط معروف بوده است و ادیب صابر در این شعر کلمه را به معنی صفت آورده است:
یکی نیک به از هزاران رزاله
یکی شاه به از هزاران بیادق.ادیب صابر.
فرهنگ فارسی
یار زالت با این املا که بگفته صاحب آنندراج و غیاث اللغات در ذیل رذاله نوشته اند: [ و رزاله بکسر اول و زای هوز چنانچه شهرت گرفته باین معنی در هیچ کتاب یافته نشده ] شاید از تصرفات فارسی زبانان در گذشته و یا از اغلاط معروف بوده است.
جمله سازی با رزاله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طاق رزاله محمدآقا، روستایی در دهستان افرینه بخش افرینه شهرستان معمولان در استان لرستان ایران است.