راوندوز
لغت نامه دهخدا
راوندوز. [ وَ ] ( اِخ ) شهرستانی است در شمال شرقی اَربِل عراق که 29005 تن جمعیت دارد. راوندوز دارای چهار ناحیه است: دیره حریر، بالک، براودوست، و مرکه سور. ( از اعلام المنجد ).
راوندوز. [ وَ ] ( اِخ ) مرکز شهرستان راوندوز است که در مرز ایران و ترکیه و عراق قرار دارد و شهر تجارتی و همچنین مرکز رؤسای کرد میباشد. ( از اعلام المنجد ).
فرهنگ فارسی
۱ - قضایی است در عراق عرب ( لوائ اربل ) ۲۹٠٠۵ تن جمعیت شامل ۴ ناحیه: دیره حریر بالک براودست مرکه سور. ۲ - مرکز قضای مزبور در سر حد ایران و عراق و ترکیه.شهری است تجاری و مقر روسای کرد.
مرکز شهرستان راوندوز است که در مرز ایران و ترکیه و عراق قرار دارد.
جمله سازی با راوندوز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روستای مسیحینشین دیانا از قدیم در نزدیکی جاده پیرانشهر (در ایران) به اربیل (عراق) و در فاصله کمی در شمال شهر راوندوز قرار داشتهاست. مردم دیانا از آشوریان مسیحی هستند.
💡 جایگاه این سنگ تاریخی در پیرامون روستای «درود» در غرب شهرستان اشنویه بود و از سوی عراق از توابع راوندوز بهشمار میآید.