ذنان

لغت نامه دهخدا

ذنان. [ذُ ] ( ع اِ ) آب بینی تنک. یا آب بینی روان. و یا عام است یعنی مطلق آب بینی از روان و تنک و جز آن. ذنین؛ آب بینی چون تنک بود. ج، ذَنون. ( مهذب الاسماء ).

جمله سازی با ذنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پيامبر صلى الله عليه و آله آهنگ حج كرد و دستور داد: مؤ ذنان و مناديان اعلام كنند كهرسول خدا در اين سال به حج خواهد رفت و به همين منظور، نامه هاى فراوانى به افراد،شخصيتها، رؤ سا و قبايل نوشت كه هر كس توانايى رفتن به حج دارد، خود را مهيا سازد.

💡 سپس صدايش به گريه بلند شد. من نيز گريه كردم. پس از سكوت گفتم: چراگريه مى كنى ؟ گفت: آه ! مرا بياد سخنانى انداختى كه از عزيزمرسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) شنيده بودم كه مى فرمود: (سوگند) بر آنخدايى كه مرا از حق برانگيخته، مؤ ذنان در قيامت در حالى كه بر مركبهاى خود ايستادهاند از مردم مى گذرند و مى گويند الله اكبر، الله اكبر اين ندا كه بلند مى شودصداى ضجه امتم بلند مى گردد.

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز