ذربین
مترادفها
ذرهبین
لغت نامه دهخدا
ذربین. [ ذَ رَ ب َ ] ( ع اِ ) تثنیه ذَرَب. رماه بِالذَرَبین؛ متهم کرد او را ببدی و خلاف.
فرهنگ فارسی
تثنیه ذرب. و ماه بالذربین. متهم کرد او را ببدی و خلاف.
جمله سازی با ذربین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این روستا دارای حاذبه های گردشگری ازجمله درخت ذربین قدیمی(آقا پیردار) جنگل زیبای تنه و مناظر دل انگیزی می باشد.
💡 او با استفاده از یک ذرهبین بسیار دقیق، سعی کرد تا ریزترین جزئیات و ساختارهای میکروسکوپی موجود در قطعه کوچک فلزی را با دقت مشاهده کند.
💡 در کلاسهای علوم، دانشآموزان با استفاده از ذرهبین یاد میگیرند که چگونه با مشاهده اشیاء کوچک، ویژگیهای ظاهری و بافت آنها را بهتر درک کنند.
💡 جواهرشناسان برای تشخیص اصالت سنگهای قیمتی و شناسایی ناخالصیهای بسیار ریز در آنها، همواره از ذرهبینهای مخصوص و با کیفیت بالا استفاده میکنند.