ذات عوار

لغت نامه دهخدا

ذات عوار. [ ت ُ ع ِ ] ( ع ص مرکب ) آهمند. معیوب. فاسد.

فرهنگ فارسی

آهمند. معیوب.

جمله سازی با ذات عوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 18- حيوان پير و از كار افتاده، دست و پا شكسته و عيب دار را مگير(219)** لا تاخذنعودا و لا هرمة و لا مسكورة و لا مهلوسة و لا ذات عوار(220)

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران