دیکه

لغت نامه دهخدا

( دیکة ) دیکة. [ی َ ک َ ] ( ع اِ ) ج ِ کثرت دیک، خروس. ( تاج العروس ).
دیکة. [ ک َ ] ( ع اِ ) ماکیان. ( ناظم الاطباء ).
دیکه. [ ک ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شینتال بخش سلماس شهرستان خوی با 132 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

ماکیان.

دانشنامه آزاد فارسی

دیکِه (Dike)
در یونان باستان، مفهوم عدالت. دیکه گاه در هیئت یکی از هوراها (الهگان فصل ها)، مثل صلح (ایرنه) و نظم (اِئونومیا)، دختران تمیس و زئوس، تجسم می یافت.

جمله سازی با دیکه

💡 سانه فن دیکه (انگلیسی: Sanne van Dijke؛ زادهٔ ۲۱ ژوئیهٔ ۱۹۹۵) جودوکار اهل هلند است.

💡 دختران زئوس و تمیس بودند. اگرچه نام‌شان از نظر لغوی به معنی ساعت‌های روز است اما در اساطیر یونان به معنای فصل‌های سال هستند. هورای معمولاً سه تا ذکر می‌شدند، تالو (بهار)، کارپو ( پائیز و برداشت محصول)، آوکسو (تابستان، افزایش). هزیود به آن‌ها نام‌های اخلاقی می‌دهد: ائونومیا (نظم و قانون)، دیکه (عدالت) و ایرنه (صلح). هورای از نگهبانان آسمان بودند و ابرها را از دروازهٔ المپ می‌راندند.

💡 فریتز دیکه (انگلیسی: Fritz Deike; ۲۴ ژوئن ۱۹۱۳ – ۲۱ اکتبر ۱۹۷۳) بازیکن فوتبال اهل آلمان بود که در پست هافبک بازی می‌کرد.

💡 اسکار دیکه (انگلیسی: Oskar Deecke؛ زادهٔ ۱۶ مه ۱۹۸۶) بازیکن هاکی روی چمن اهل آلمان است.