لغت نامه دهخدا
دیورای. [وْ ] ( ص مرکب ) که رأی و اعتقادی چون دیو دارد. بد و زشت. تندخوی و خشمناک. ( ناظم الاطباء ):
گفتم از طبع دیورای بترس
عجز من بین و از خدای بترس.نظامی.
دیورای. [وْ ] ( ص مرکب ) که رأی و اعتقادی چون دیو دارد. بد و زشت. تندخوی و خشمناک. ( ناظم الاطباء ):
گفتم از طبع دیورای بترس
عجز من بین و از خدای بترس.نظامی.
که رای و اعتقادی چون دیو دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ورود به قلعه از طریق چند راه پله سرپوشیده صورت میگرفته که با مهارت ویژهای استتار شدهاند و استتار راه پلهها با ساختن دیورای از لاشه سنگ و ساروج درست در امتداد دیوارههای صخره صورت گرفتهاست.
💡 آروتچیان در ۶ ژوئیهٔ ۱۸۹۷ در شوشی به دنیا آمد و از ساراتوف (۱۹۲۰–۲۳) و en:Académie Colarossi پاریس (۱۹۲۴–۲۵) فارغالتحصیل شد. وی بیش از صد از نمایش تئاتری از جمله "طغیان" (۱۹۲۸), "در دایره" (۱۹۳۰), "عروسی فیگارو" (۱۹۳۳), "اتللو" (۱۹۴۰) را در فرهنگستان دولتی تئاتر سوندوکیان و "Pikovaya dama" (1956) را در تالار ملی اپرای ارمنستان و باله آلکساندر اسپنداریان طراحی نمود. وی بین سالهای ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۸ نقاش ارشد و بین سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۹ طراح ارشد بود. وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون نشان پرچم سرخ کار و هنرمند مردمی ارمنستان شوروی شدهاست. وی همچنین به عنوان نگارهگر کتاب و طراح کاغذ دیورای فعالیت نمود. وی در ۹ ژوئن ۱۹۶۱ در سن سالگی در مسکو درگذشت.