لغت نامه دهخدا
دیادین. [ دَ ] ( ع اِ ) ج ِ دَیْدَن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دیدن شود.
دیادین. [ دَ ] ( ع اِ ) ج ِ دَیْدَن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دیدن شود.
دیادین ( به ترکی استانبولی: Diyadin، به ارمنی: Տատէոն، به کردی: Giyadîn ) شهری است در کشور ترکیه که در استان آغری واقع شده است. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۸ میلادی ۱۹٬۰۸۹ نفر و بر اساس برآوردهای سال ۲۰۰۹ میلادی ۱۹٬۱۸۸ نفر می باشد.
دیادین (شرور). دیادین ( به لاتین: Diyadin ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان شرور واقع شده است. دیادین ۳۴۳ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۸۳۶، بهطور همزمان در ارزروم، طرابوزان و دیادین حملات خشونتآمیزی از سوی عثمانیان به تجار ایرانی شد و از آنان «کشته بسیار بر جای گذاشتند.» ایران در واکنش به این اتفاق، تجار خود را از قلمروی عثمانی فراخواند. چون موضوع به تجارت عثمانی لطمه میزد، قسطنطنیه در پی دلجویی برآمد. یک سال بعد، در ۱۸۳۷ میلادی، همزمان با نبرد هرات، علیرضاپاشا از فرصت استفاده کرد و به خرمشهر حملهور شد. دولت ایران از طریق جعفرخان مشیرالدوله سفیر ایران در عثمانی مراتب اعتراض خود را ابراز داشت. در ابتدا پاسخ آمد: «محمره (خرمشهر) ملک ماست و از توابع بصره است. رعیت خود را تنبیه کردهایم.» اما، از بیم حمله احتمالی ایران به بغداد، سلطان محمودخان خلیفه عثمانی به علیرضاپاشا دستور داد که در امور ایران مداخله نکند و «و از این پس سعی کنید، وضعی که مغایر و مخالف با عهدنامه و شرایط موجود بینالدولتین باشد، پیش نیاید.»