لغت نامه دهخدا
دوچهار. [دُ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) دچار. دوچار. ملاقات ناگهانی و بدون انتظار. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ). به معنی دوچار است. ( از فرهنگ جهانگیری ).
- دوچهار زدن؛ دوچار زدن یکدیگر را. پیش باز آمدن. ( فرهنگ اوبهی ). رجوع به ترکیب دوچار زدن شود.
- دوچهار شدن؛ دوچار شدن. دچار شدن. ملاقات و بهم رسیدن به طور ناگهانی: درمیان راه بوزنه ای با او دوچهار شد چون چشم او بر شیر افتاد خدمت کرد. ( سندبادنامه ص 222 ). رجوع به ترکیب دوچار شدن در ذیل دوچار شود.