دستوری یافته
مترادفها
مأمور شده، امر شده، دستور داده شده
متضادها
خودجوش، اختیاری، خودسرانه
لغت نامه دهخدا
دستوری یافته. [ دَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مرخص. مأذون. مجاز.
فرهنگ فارسی
مرخص. ماذون. مجاز
جمله سازی با دستوری یافته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فهرست کامل تمامی حالتهای دستوری یافتهشده در زبانهای جهان در این جدول گردآوری شده است: