لغت نامه دهخدا
دست یافته. [ دَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) کسی که مرادش حاصل و میسر شده باشد. ( آنندراج ). کامیاب و بهره مند و مظفر و منصور. ( ناظم الاطباء ). موفق. مسلط.
دست یافته. [ دَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) کسی که مرادش حاصل و میسر شده باشد. ( آنندراج ). کامیاب و بهره مند و مظفر و منصور. ( ناظم الاطباء ). موفق. مسلط.
مسلط، چیره، پیروز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آن صورت وی بچیزی از دنیا دست یافته است که برکت از وی ببرد و هر چیزی که در راه حج یا عتق یا نیکی صرف کند، ماجور بیفتد.
💡 التضامن سه بار به مقام قهرمانی در لیگ دسته اول کویت دست یافته است. همچنین این باشگاه چهار بار به مقام نایب قهرمانی جام امیر کویت رسیده است.
💡 بی سیلی و تپانچه کسی از دست می دهد؟ بر طفل شوخ چشم، پدر دست یافته است
💡 بی گریه ای مباش که شبنم به طرف باغ بر گل ز فیض دیده تر دست یافته است
💡 ضحاک را هفت سر بوده و هماکنون در کوه دماوند در بند است، ارباب تواریخ و سیَر بر آناند که او بر تمام اقطار عالم دست یافته و ساحر و فاجر بود…