درز گرفته

مترادف‌ها

شکاف‌دار، چاک‌دار

متضادها

درزدار، باز

لغت نامه دهخدا

درزگرفته. [دَ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نعت مفعولی از درز گرفتن. || کوتاه کرده ( سخن ). خلاصه. ملخص.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) کوتاه کرده ( سخن ) ۲ - خلاصه ملخص.

جمله سازی با درز گرفته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فاطمه زهراء سلام اللّه عليها با شنيدن اين خبر از جاى خود برخاست و چادر خود را كهحدود دوازده جاى آن پاره شده و درز گرفته بود بر سرافكند.

💡 پس از گذشت چندین سال از ساخت ساختمان، به دلیل تغییرات دمایی و نشست زمین، درز گرفته میان دیواره‌های بیرونی باعث نفوذ آب به داخل شد.

💡 تعمیرکار پس از بررسی دقیق سقف، متوجه شد که قسمت‌های درز گرفته میان تیرهای چوبی نیاز به مواد عایق‌بندی و ترمیم فوری برای جلوگیری از نشتی دارند.

💡 در تمام طول مسیر، پوشش‌های پارچه‌ای که درز گرفته بودند، نشان‌دهنده کیفیت پایین مواد اولیه و عدم دقت در فرآیند دوخت و تولید آن محصولات بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران