درخواست نامه
مترادفها
تقاضانامه
لغت نامه دهخدا
درخواست نامه. [دَ خوا / خا م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) عریضه. عرض حال.
فرهنگستان زبان و ادب
{application form} [عمومی] برگ چاپی درخواست
جمله سازی با درخواست نامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با اینکه بسیاری از لوئیس درخواست نامههای بیشتری از اسکروتیپ داشتند، او تا ۱۹۵۹ علاقهای به این کار نشان نداد.
💡 برای دریافت مجوز رسمی جهت ساخت و ساز در این منطقه، شما باید یک درخواست نامه دقیق و مستدل به اداره مربوطه در شهرداری ارائه و ثبت نمایید.
💡 کارمند مسئول اعلام کرد که هرگونه درخواست نامه برای مرخصی استحقاقی باید حداقل یک هفته قبل از تاریخ مورد نظر، به صورت مکتوب و با امضای مدیر ارسال شود.
💡 پس از بررسی دقیق درخواست نامه ارائه شده توسط شرکت، هیئت مدیره تصمیم گرفت که با پروژه جدید و همکاری با آن سازمان موافقت کند.