دبسه
مترادفها
شیره
لغت نامه دهخدا
( دبسة ) دبسة. [ دُ س َ ] ( ع اِمص ) خرماگونی. ( مهذب الاسماء ). چنین است در یک نسخه ٔخطی مهذب الاسماء و در دو نسخه دیگر خطی کتابخانه مؤلف نیامده است و از منابع دیگر نیز تأیید نشد.
فرهنگ فارسی
خرما گونی
جمله سازی با دبسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقفور که با قبول جزیه احساس ضعف میکرد و همچنین با دیدن فعالیت مسلمانان در جنوب آسیای صغیر که منجر به نفوذ روزافزون آنها به روم شده بود بار دیگر پیمان خود را نادیده گرفت و به تعمیر دژهایی پرداخت که بر اساس قرارداد، سنگربندی آنها خلاف معاهده بهشمار میآمد و هارون با دیدن این اوضاع بار دیگر در طی یک عملیات نظامی، دژ دبسه را تصرف کرد..