دبابه

دبابه به عنوان وسیله جنگی: در متون تاریخی، دبابه به نوعی وسیله جنگی اشاره دارد که از چوب و پوست ساخته می‌شد. این وسیله برای حمل و نقل سربازان به داخل قلعه‌ها و محاصره آن‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت. دبابه به صورت یک ساختار قوی و محکم طراحی می‌شد تا از سربازان در برابر تیرها و حملات دشمن محافظت کند.

تانک: در زبان‌های عربی معاصر، واژه دبابه به معنای تانک یا وسیله نقلیه زرهی استفاده می‌شود. این کاربرد به‌خصوص در گفتار روزمره و نظامی به‌کار می‌رود. تانک‌ها به عنوان نماد قدرت نظامی در جنگ‌های مدرن شناخته می‌شوند و توانایی حرکت در زمین‌های ناهموار و مقاومت در برابر حملات را دارند.

نرم راه رونده: این اصطلاح به طور خاص به کسانی اطلاق می‌شود که در حرکت خود نرمی و آرامش را حفظ می‌کنند و به گونه‌ای خرامان و با وقار قدم برمی‌دارند. این نوع حرکت ممکن است به عنوان نمادی از آرامش و تسلط بر وضعیت‌های مختلف زندگی تلقی شود و در برخی فرهنگ‌ها به عنوان نشانه‌ای از نجابت و وقار نیز به حساب می‌آید.

شخصیت تاریخی: در متون تاریخی، به شخصی به نام میخائیل دبابة اشاره شده که از دانشمندان دمشق و بیروت بوده و آثار مهمی در زمان خود داشته است.

لغت نامه دهخدا

( دبابة ) دبابة. [ دَ ب ِ / ب َ ] ( ع اِ ) از آلات جنگ است و آن ازپوست و چوب باشد و مردان را در آن درآورند و در بن قلعه فرستند تا درون آن بوند و در آن قلعه نقب زنند.( منتهی الارب ) ( آنندراج ). صندوق که در حصار نهند برای نقب. ( مهذب الاسماء ). خرک. و خرک از آلات محاصره بوده است بشکل خانه ( اطاق ) با صورت خرپشته از چوب ساخته و در چرم گرفته و رخنه کردن باره و دیوار قلعه را بکار بوده است و اسیران زیر خرک رانده میشدند و آنرا بباره می پیوستند. رجوع به خرک در ترجمه سیره جلال الدین چ ناصح ص 73 شود. || تانک ( در تداول مردم امروز تازی زبان ). || اصطلاحی است در شطرنج. رجوع به شطرنج ذوات الحصون در نفائس الفنون شود.
دبابة. [ دَب ْ با ب َ ] ( ع ص ) نرم راه رونده. ( منتهی الارب ). || اورام دبابة؛ ورمها که از وی قیح و ریم رود.
دبابه. [ ] ( اِخ ) میخائیل از مردم دمشق و نزیل بیروت و از دانشمندان زمان خود بود. او راست «التقویم العالم لخمسة آلاف عام » که در مطبعه الهلال به سال 1892 م. چاپ شده است. ( معجم المطبوعات ج 1 ).

جملاتی از کلمه دبابه

آن حضرت منجنيق و دو تا دبابه (660) در اختيار داشتند،اهل طائف تكه هاى آتش انداخته و دبابه ها را سوزاندند. حضرت دستور داد باغات انگوررا قطع كرده و بسوزانند. سفيان بن عبدالله ثقفى از بالاى حصار فرياد كشيد: چرادرختان ما را قطع مى كنيد، اگر غالب شديد مال شما خواهد بود وگرنه به خدا و بهرحم قسم مى دهيم بگذاريد بماند. حضرت فرمود براى خدا و براى قرابت دستبرداشتيم.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم