داشیلو

لغت نامه دهخدا

داشیلو. ( اِخ ) رجوع به داشیلوا شود.

جمله سازی با داشیلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او همچنین جایگاه کلیدی در شکست تتش در سال ١٩٠٥ در داشیلو، نزدیک ری، داشت. برکیارق خود از او سپاسگزاری کرد. با این همه، او به زودی از چشم پادشاه افتاد.