دادوری
مترادفها
قضاوت، داوری، حکم کردن
لغت نامه دهخدا
دادوری. [ دادْ وَ ] ( حامص مرکب ) عمل دادور. عدل. عدالت ورزی. دادگری.
فرهنگ فارسی
عمل داد ور
جمله سازی با دادوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شایان ذکر است که جمشید صفرزاده (سنتور)، حمید قنبری (تنبک، دمام، بندیر)، علیرضا دریایی (کمانچه)، بهزاد حسن زاده (کمانچه، قیچک آلتو)، امین دادوری (دف)، مهدی بصیرت منش (قیچک آلتو)، صابر سوری (عود)، مجید مولانیا (تار) و درشن آنند (تبلا/ نوازنده مهمان) نیز در این اثر به نوازندگی پرداختهاند.
💡 صلیب خدمات برجسته (سی اس سی) نشان (مدال) سیستم افتخارات استرالیا است. این جایزه به گروههای نیروی دفاعی استرالیا «به علت فداکاری بی اندازه به وظیفه یا موفقیت شاخص در به کارگیری مهارتهای ویژه، دادوری یا فداکاری در موقعیتهای غیر تهاجمی» تحویل داده میشود. در نوامبر ۲۰۱۹، ۱۱۲۹ نفر به عنوان دریافت کنندگان مدال لیست بندی شدند. کل رتبهها واجد شرایط اخذ جایزه میباشند.
💡 نهاد دادوری در یک کشور دموکراتیک باید کاملاً از قدرت سیاسی مستقل عمل کند تا بتواند عدالت را بدون هیچگونه تبعیض برای تمامی شهروندان اجرا نماید.
💡 فرآیند دادوری شامل بررسی دقیق قوانین، شنیدن اظهارات وکلای طرفین دعوا و در نهایت صدور حکم نهایی بر اساس عدالت و منطق حقوقی است.
💡 اصلاحات در سیستم دادوری میتواند منجر به کاهش زمان رسیدگی به پروندهها و افزایش اعتماد عمومی شهروندان به ساختار حقوقی و قضایی کشور شود.