لغت نامه دهخدا
دادخواهانه. [ خوا / خا ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) از روی دادخواهی.
دادخواهانه. [ خوا / خا ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) از روی دادخواهی.
از روی داد خواهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز عاشورا، خويشتن را به سختيهاى كار و تلاش و كوشش در جهاد، آمد و رفت، پيكار ونبرد، حملات شديد به دشمن، بازگشت به خيمه ها، آمادگى براى نبرد مجدّد و طنين افكن ساختن نداهاى حق طلبانه و فريادهاى دادخواهانه از بيدادگرى رژيم سياهكار اموى، سخت به زحمت انداخت و جدّيت بسيارى كرد؛ امّا هرگز سستى و فرسودگى بر كالبد مقدّسش عارض نشد، گويى اين پيكر پرتوان از دنياى مادّى ما نبود.
💡 مرحله چهارم: در تلاش خستگى ناپذيرش به منظور دفاع از خيمه ها و مورد تعرّض قرارنگرفتن خاندانش، نداى دادخواهانه خويش را متوجّه همه سپاه اموى ساخت و فرمود: (شمابا من به نبردى ظالمانه و نابرابر دست يازيده ايد، پس به سوى من بياييد و خاندان وحى و رسالت و اهداف غيرنظامى را هدف حملات ددمنشانه خود قرار ندهيد و براى غارتخيمه ها شتاب نكنيد.)(805)
💡 اينك، آيا آن منظره شورانگيز را مى توانى در انديشه خود مجسّم سازى و تصميم بگيرى كه اگر او را زيارت كردى، نخستين نداى دادخواهانه او را با همه وجود لبّيك گويى وصادقانه و عارفانه بگويى
💡 اين نداى دادخواهانه، بانوان سالخورده را نيز، براى دفاع از حقّ ورويارويى با بيداداموى به جنبش و حركت آورد و آنان با نثار جان و عزيزتر از جان خود، يعنى فرزندان وجگرگوشگان خويش، نداى پيشواى محبوب خويش را پاسخ مثبت دادند.
💡 2 آن حضرت به نداى دادخواهانه هفتاد و دو تن از ياران خويش كه در واپسين لحظات شهادت او را به فريادرسى و حضور بر بالين خويش مى خواندند، پاسخ مثبت داد؛ همينگونه به نداى پر مهر بيست و هفت تن از قهرمانان خاندانش. گرچه برخى ازدادرسيهاى آن حضرت باعث شدّت جنگ و صدمات وارده شد؛ همچون حضور او بر بالين يادگار گرامى برادر و اين بر وجود مبارك او سخت گران آمد