داتستان
لغت نامه دهخدا
داتستان. [ ت ِ ] ( اِ مرکب ) شکل پهلوی کلمه دادستان: داتستان دینیک؛ احکام دینی.
جمله سازی با داتستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دات/داد در فارسی میانه به معنی قانون است و داتستان (دادستان) در فارسی میانه به معنی رأی بوده یعنی جایی که قانون در آن هست. همداستان که هنوز هم در فارسی به کار میرود در قدیم شکل اصلیاش همداتستان بوده یعنی همرای و همعقیده. ازاینرو مادگان هزار دادستان یعنی مادهها یا کوتهنوشتهای پرمایه از هزار رأی و نظر قضایی ثبتشده در دوره ساسانی.