دائر کردن

لغت نامه دهخدا

دائر کردن. [ ءِ ک َ دَ ] ( مص مرکب )آباد کردن و معمور گردانیدن. || از نو رواج دادن و رائج کردن. بر پا گردانیدن. پادار کردن.

فرهنگ فارسی

آباد کردن و معمور گردانیدن

جمله سازی با دائر کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «... به جرم یک عمر فحشا و فساد و خرید و فروش دختران خردسال و زنان گول‌خورده و اغفال شده و دائر کردن مراکز فحشا و عشرت‌کده‌های مختلف که موجب انحراف نسل جوان این مملکت گردیده‌اید مفسدفی‌الارض شناخته شده به اعدام محکوم می‌گردید…»

💡 «... به‌جرم یک عمر فحشا و فساد و خرید و فروش دختران خردسال و زنان گول‌خورده و اغفال‌شده و دائر کردن مراکز فحشا و عشرت‌کده‌های مختلف که موجب انحراف نسل جوان این مملکت گردیده‌اید مفسدفی‌الارض شناخته شده به اعدام محکوم می‌گردد…»