خوهر

لغت نامه دهخدا

خوهر. [ خوَ / خ ُ هََ ] ( اِ ) خواهر. ( ناظم الاطباء ). مخفف خواهر. ( آنندراج ). همشیره. اخت:
ای شه آسمان بقا وی مه مشتری لقا
ای سر پیر چرخ را زیر قدم چو خور نهی
روز وغا که از سر پرچم رایت ظفر
سلسله های عنبرین بر سر سه خوهر نهی.بدرچاچی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خواهر مخفف خواهر.

جمله سازی با خوهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هانا خوهر جرج بردی یکی از بازماندگان هولوکاست بود.

💡 # لازم است تمام بيسوادان براى يادگيرى و تمام خوهران و برادران باسواد براى ياددادن بپا خيزند.

💡 # با دلى آرام و قلبى مطمئن و روحى شاد و ضميرى اميدوار بهفضل خدا از خدمت خوهران و برادران مرخص و به سوى جايگاه ابدى سفر مى كنم و بهدعاى خير شما احتياج مبرم دارم.

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز