لغت نامه دهخدا
خواهراندر. [ خوا / خا هََ اَدَ ] ( اِ مرکب ) ناخواهری. کسی که یا از طرف مادر یااز طرف پدر یا با شخص خواهر میشد. ( ناظم الاطباء ).
خواهراندر. [ خوا / خا هََ اَدَ ] ( اِ مرکب ) ناخواهری. کسی که یا از طرف مادر یااز طرف پدر یا با شخص خواهر میشد. ( ناظم الاطباء ).
خواهری که از پدر یا مادر دیگر باشد، ناخواهری.
نا خواهری کسی که یا از طرف مادر یا از طرف پدر با شخص خواهر یکی نباشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زنان نيمى از پيكر جامعه اند. رژيم پهلوى با ترويج فحشا و بى بندبارى نيمى ازنيروى فعال جامعه را از سازندگى كشور، دور ساخته بود. افكار كمونيستى دردانشگاهها غوغا مى كرد. آية الله قدوسى درسال 1352 با تاءسيس ((مكتب توحيد)) در قم، گام بزرگى براىتحصيل علوم اسلام خواهران برداشت. قدوسى بار تجربه موفق اداره مدرسه حقانىتوانست كانونى براى تربيت خواهران متعهد و متخصص فراهم سازد. بسيارى از خواهراندر اين مركز با علوم اسلامى آشنا شده، سپس به تبليغ فرهنگ اسلامى و هدايت زنانجامعه پرداختند.