لغت نامه دهخدا
خمیل. [ خ َ ] ( ع ص ) طعام نرم. || ابر انبوه. ( منتهی الارب )( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). || پرزگن. ( یادداشت بخط مؤلف ). منه: ثوب خمیل؛ جامه برزگن. ( ربنجنی ). || ج ِ خمیله. ( منتهی الارب ).
خمیل. [ خ َ ] ( ع ص ) طعام نرم. || ابر انبوه. ( منتهی الارب )( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). || پرزگن. ( یادداشت بخط مؤلف ). منه: ثوب خمیل؛ جامه برزگن. ( ربنجنی ). || ج ِ خمیله. ( منتهی الارب ).
خمیل (شهرستان بیشچاد). خمیل ( به لهستانی: Chmiel ) یک روستا در لهستان است که در گمینا لوتوویسکا واقع شده است. خمیل ۱۴۹ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خمیل پیروشه (به لهستانی: Chmiel Pierwszy) یک روستا در لهستان است که در گمینا یابووننا (استان لوبلین) واقع شدهاست. خمیل پیروشه ۳۳۰ نفر جمعیت دارد.