لغت نامه دهخدا
خمارتاش. [ خ ُ ] ( اِخ ) مرکز دهستان کهنه بخش حومه شهرستان قوچان. دارای 66تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و انگور. شغل اهالی زراعت و مالداری و از صنایع دستی قالیچه بافی و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
خمارتاش. [ خ ُ ] ( اِخ ) مرکز دهستان کهنه بخش حومه شهرستان قوچان. دارای 66تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و انگور. شغل اهالی زراعت و مالداری و از صنایع دستی قالیچه بافی و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
مرکز دهستان کهنه بخش حومه شهرستان قوچان. دارای ۶٠۶ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و انگور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساخت مقصوره خمارتاشی در کنج جنوبی مسجد به دستور امیر خمار تاش ابن عبداله عمادی، وزیر سلطان ملکشاه سلجوقی به سال ۵۰۰ هجری قمری انجام شد. کتیبههایی به ۵ ردیف نیز نیز به خط کوفی گلدار، نسخ و ثلث در این مکان دیده میشود.
💡 در میان حیاط حوض بزرگی است و میان حوض و ایوان شرقی در حیاط مسجد آبخورهای است که ده پله باید پائین رفت و تا به قنات خمارتاش رسید. در اینجا آب قنات از وسط آبخوره میگذرد و به طرف جنوب شهر میرود و بیرون دروازه شاهزاده حسین آفتابی میشود. ۰